السيد الطباطبائي

139

مجموعه رسائل ( فارسى )

كه صريح در اين است كه خلقت آدم مانند خلقت عيسى و خلقت عيسى مانند خلقت آدم ، خلقتى استثنايى است و اگر منظور از كلمه آدم ، آدم نوعى بود ، ديگر تشبيه خلقت عيسى به آن معنا نداشت ، چون خلقت عيسى خارق‌العاده بود و خلقت نوع بشر به طور « عادى » است و صاحبان اين احتمال از نظريه از حد اعتدال و ميانه‌روى به حد تفريط گراييده‌اند ، همچنان‌كه زين‌العرب يكى از علماى اهل سنت به سوى افراط گراييده و گفته است اعتقاد به خلقت بيش از يك آدم كفر است ! يعنى آن‌قدر پاىبند به فرديت شخص آدم شده كه حاضر نيست آدم‌هاى متعدد در نسل‌هاى متعدد را بپذيرد با اين‌كه طبق روايات و نيز كشفيات علمى اخير ، آدم‌هاى بسيارى وجود داشته كه هر يك سر سلسله نسل خود به شمار مىآيند . آياتى كه نقل شد ، براى اثبات اين مطلب كافى است و نيازى به دليل ديگر نيست ، براى اين‌كه همه آنها ، « نسل بشر متولد شده از نطفه را » منتهى به دو فرد از انسان به نام آدم و همسر او حوا مىدانند و درباره خلقت آن دو صراحت دارند به اين‌كه : از تراب بوده ، در نتيجه جز اين را نمىتوان به قرآن كريم نسبت داد كه پس انسانيت منتهى به اين دو تن است و اين دو تن هيچ اتصالى به مخلوقات قبل از خود و هم‌جنس و مثل خود نداشتند بلكه بدون سابقه حادث شده‌اند . و آنچه امروز نزد دانشمندان زيست‌شناس درباره طبيعت انسان شايع است ، اين است كه اولين فرد انسان فردى تكامل يافته بوده ، يعنى در آغاز انسان نبوده بلكه به تدريج در اثر تكامل انسان شده است و مخصوصاً اين فرضيه ، يعنى اين‌كه : انسان قبلًا يك فرد حيوان بود و با تكامل انسان شد هر چند به طور قطع مورد قبول و اتفاق همه دانشمندان نيست و به اشكال‌هاى بسيارى برخورده و به صورت‌هاى مختلف بر آن اعتراض كرده‌اند و ليكن اصل فرضيه ، يعنى اين‌كه انسان حيوانى بوده و در اثر تكامل ، انسان شده مطلبى است مورد تسليم و قبول همه و تمام مسائل و بحث‌هايى را كه درباره طبيعت انسان كرده‌اند بر اساس اين فرضيه بنا نهاده‌اند و خلاصهء فرضيه آنان